امید لواسانی فتولاگ آرشیو خانه

 

29 بهمن 83 :  یادت باشد که نه صاحب جوانیت هستی و نه صاحب عشق !
 

21 دی 83 :  طراحی وب ؛ پا گذاشتن روی میدان مین !

قطعا میدونید که تمامی سایتهای dating/personals و همه سایتهای p2p بسته شده اند یا میشوند. شایعه بسته شدن پرشین بلاگ نیز خیلی ها رو نگران کرده. ندا رو هم که پلمب کردند و باز کردند. قضیه امید معماریان و "اعتراف کرده ها" و "نکرده ها" هم همچنان باقی است. آقای ابطحی رو هم که به دادگاه روحانیت می کشند.

یکی دیروز  میگفت حالا طراحی وب جزو کارهایی است که "سختی کار" بهش تعلق میگیره !! یعنی حالا رای طراحی یک سایت برای یک حزب یا ارگانب ا گرایش چپ آدم باید پیه خیلی چیزها رو به تنش بماله؟ بترسه؟ که گرفتار دادستان خوش نام تهرانی بیفته ؟؟ تن و پدر و مادرش بلرزه ؟! منعش کنند که تو حق نداری سایت برای اینها طراحی کنی !؟!؟!؟!

تمام داستان از وقتی شروع شد که پیشنهاد طراحی سایت آقای دکتر معین شد. و حالا انجام یا عدم انجامش به بحث داغ دوستان و خانواده تبدیل شده. کاش از نظر سیاسی انگیزه قویی وجود داشت که پاش بایستم یا اینکه دلیل خوبی برای اینکه نخوام انجامش بدم پیدا کنم . هرچه فکر میکنم که آیا احساس یا اعتقادی بهش دارم میبینم که ندارم  ولی اصلا نمیخوام از روی ترس انجامش ندم !

تکمیل داستان : معلوم شد آنقدر تیم آقای معین بی نظم است که نیازی به تصمیم از طرف من نیست !

7 دی 83 :  مطالبی که امسال در مورد وبلاگ یادگرفتیم ( 2004)

دوران طلایی رادیو دهه 1930 و 1950 نوبت تلوزیون بود. شاید مورخین تاریخ آغاز بلاگ را
 از 2004 بدانند، وقتی که در سایت وبستر بیشترین لغتی تعریفش در آن جستجو شد blog
 بود. دوران طلایی بلاگ چقدر طول میکشد؟ معلوم نیست. در هر صورت امسال این مطالب
 در مورد این رسانه جدید کشف کردید:

نوشته شده توسط کریس تیلور ترجمه شده از مجله تایم

بلاگ ممکن است باعث اخراجتان شود
وقتی که مهماندار هواپیمایی دلتا خانم الن سیمونتی 30 ساله – یا "ملکه آسمانها" – بلاگ خود را آغاز کرد فکر کرد شاید بانمک باشد اگر عکسهای جذاب و پوستر مانندی از خود در لباس یونیفورم را در وبلاگ منتشر کند. شرکت هواپیمایی دلتا خوشش نیامد و بلافاصله او را اخراج کرد. او نیز بی اهمیت به این مسئله اسم وبلاگش را تغییر داد به نام " خاطرات یک مهماندار اخراج شده" و به شرح جزئیات جنگ قانونی خود برای پس گرفتن کارش پرداخت.

سایت: queenofsky.journalspace.com

خبری بلاگ میتواند اختصاصی باشد
بعد از اینکه ویراستار کتاب آقای راس کیرک متوجه شد که ارتش آمریکا عکسهای تابوتهایی که از عراق می آید را کنترل می کند نه تنهای با عصابنیت این مطلب را در وبلاگ خود "سوراخ خاطراه" منعکس کرد بلکه درخواست "قانون ازادی اطلاعات" را پر کرد پنتاگون یک CD از 361 عکس از تابوتها برایش فرستاد که او نیز بلافاصله در سایتش پست کرد. مطبوعات ملی که فراموش کرده بودند از ارتش سوال کنند که آیا عکسی داشتند یا نه سریعا به سراغ کیک آمدند ( و لابد کلی پولدارش کردند !)

سایت : thememoryhole.org

بلاگرها می تواندد هیجان بیافرینند
در ماه May شرح جزئیات خاطرات وبلاگ و جزئیات ماجرهای جنسی یک کارمند در واشنگتن موجی از تلاش برای حدس زدن نام نویسنده و معشوقه هایش را بوجود آورد. جسیکا کالتر (Jessica Cutler) یا واشنگتنی (Washingtonienne) که بعدا بوسیله کارفرمایش سناتور مایک دواین به خاطر " استفاده نامناسب از کامپیوترهای سنا" اخراج شد. جالب اینکه اولین مصاحبه ای که با صاحب وبلاگ انجام شد با وانکتی (wonkette) یک وبلاگ دیگر انجام شد.
سایت : washingtoniennearchive.blogspot.com, wonkette.com

بلاگرها می توانند متقلب باشند
Plain Layne یک بلاگ بسیار شخصی متعلق به یک هم جنس باز زن مقیم مینسوتا به نام Layne Johnson هزاران نفر رو به دنبال خودش سه سال و نیم کشاند تا اینکه بصورت مرموزی یکروز ناپدید شد. بعد از مدتی مشخص گردید که کل ماجرا یک چاخان بزرگ بوده. صدها نفر از طرفداران پیشین کمک کردند و نویسنده واقعی آقای آودین سولی (Odin Soli) 35 ساله را پیدا کردند. چند وقت بعد بیل کلینتون و اندی کافمن قلابی کلی بسیار پرطرفدار گردید!
سایت : plainlayne.dreamhost.com, billclintondailydiary.blogspot.com

بلاگرها می تونند کلی پول دربیارند
توی پیزامتون پول دربیارین! تبلیغات ( به همراه سرورهای تبلیغاتی گوگل ) به بلاگرهای محبوب اجازه میدهد حرفه ای کار کنند. جاشوا مارشال با بلاگ سیاسی خود ادعا می کند که ماهی از تبلیغات سایتش در می آورد، انقدر که برای خود یک دستیار برای تحقیقات خود استخدام کرده.( آدم واقعا تعجب می کند که چرا آدمهای توانایی مثل ابراهیم نبوی نمیتونند – یا نمی خواهند – اینکار رو بکنند و یا این تبلیغات ناموفق سایت هودر چرا اینقدر ناموفق است )
سایت : talkingpointsmemo.com

اکثر بلاگرها زن هستند
شاید مردها در روزهای اول پیش بودند، ولی الان دیگه اینطور نیست و بر اساس یک نظر سنجی از بیش 4 ملیون بلاگر 56 درصد آنها بوسیله زنان بوجود آمده. خبر بدتر برای آقایون اینکه احتمال اینکه آقایون وبلاگشون رو رها کنند خیلی بیشتر از زنان است.
سایت blogsisters.blogspot.com

کاندیدها به وبلاگ خیلی علاقه دارند
هاورد دین هیچ وقت وبلاگ ننوشت ولی کارمندانش یک دفترچه خاطره ای کمی زیادی صمیمی از سفرهایش نوشتند و تا آخر ژانویه 2004 جناب آقای هاورد دین فقط 20 ملیون دلار فقط از طریق اینترنت جمع کرد! بعد از اون بقیه سیاستمداران قضیه رو گرفتند! ( تصور کنید که برای انتخاب ریاست جمهوری آقای رضایی شروع کنند به وبلاگ نوشتن ! مسدولین فنی آقای ابطحی هم که سوتی دادند عجیب غریب! سایت آقای مهاجرانی هم که تا الان که این پست نوشته شد هنوز راه نیافتاده)

هرکسی می تواند
بلاگها رسانه خیلی دموکراتیک نمی بود اگر راه انداختنش خیلی راحت نبود. محبوبترین سرویس blogger است و مایکروسافت (کپی کار بزرگ و عزیز ) نسخه امتحانی سرویس بلاک خود تحت عنوان فضاها را راه انداخت.
سایت blogger.com, spaces.msn.com


قطعا برای وبلاگ در ایران و در سال 1382 مطلبی حتی از این هم جالبتر می توان نوشت.
 

27 آذر 83 :  چرا دروغ بی فروغ است

توضیحات جالت آقای ابراهیم نبوی در مورد اعتراف امید معماریان در  چراغ دروغ بی فروع است را حتما بخوانید


22 آذر 83 :  فارنهایت 9/11
خوب بالاخره این فیلم رو دیدم و به جز اینکه به قدرت رسانه ها بیشتر واقف شدم، یاد این گزارش آسوشیتدپرش افتادم که یک ایرانی در سینما فرهنگ فیلم رو دید بود  و گفته بود :

"عجیب کشوری باحالی! که یکی مثل مایکل مور هرچی دلش می خواد به رئیس جمهور مملکتش میگه و کسی کاریش نداره و تازه کلی هم پول درمی آره از اینکار ! "  خوب چی بگم که راست میگه ! یعنی به جز آقای خاتمی خیلی ها به "بهانه" توهین به مقامات بالاترین مجازاتها رو میشند . بیایید یک لحظه فکر کنید که مایکل مور ایرانی بود و این فیلم رو تو ایران و در مورد ایران ساخته شده بود.  پس میشه به راحتی از حرکت آقای خاتمی و تحمل اعتراض دانشجویان در مراسم 16 آذر تمجید کرد.

در فیلم فارنهایت 9/11 مایکل ادعا کرد که عربستان بیش از 800 ملیارد دلار توی بورس آمریکا و شرکتهای مختلف سرمایه گذاری کرده و در ادامه می گفت که اگر عربستان به ناگه تصمیم بگیره که این پول رو بکشه بیرون ضربه شدیدی به اقتصاد میخوره. که خوب همونطور که یکی از دوستام اشاره کرد خیلی درست نیست چرا که اولین کاری که عربها میکنند این است که باید تقاضای فروش سهام خودشون رو بدند که عرضه فروش این مقدار بالای سهام باعث سقوط قیمتها می شه و آنها مجبورند که سهامشان را به قیمتی از بین 10 تا 20 درصد پایینتر بفروشند (به قیمت بز !) و درواقع 600 ملیارد دلار خارج کنند که خوب شرکتهای سرمایه گذاری اگر قرار باشه که 20 درصد سود تضمیم شده داشته باشند به راحتی این نقدینگی رو تامین می کنند.
ولی برای کسی که با بورس آشنایی نداره این ادعای مایکل مور واقعا به نظر ترسناک می آد . نمیدونم چند درصد دیگه از ادعاهایی که کرده بود توسط اهل فن نقض می شه ولی مطمئنم که اگر یکم توی اینترنت بگردین خیلی مسالهای دیگه پیدا می کنید.

20 آذر 83 :  همیشه یکی قبل از من ...

چرا نقل قول میکنیم ؟  "آنچه مینویسیم را  دیگری زیباتر بیان کرده است "  فلذا نقل قول می کنیم تا هرآنچه گفتیم را شفافتر کنیم. انقدر فکر کنیم، بنویسیم و نقل قول کنیم تا یواش یواش آنچه مینویسیم به خودی خود روی پاهایش بایستد.  خوب منظور ؟
از روز 16 آذر و برخورد دانشجویان با خاتمی مطلبیتوی ذهنم بود که تا وقتی مقاله اقای مسعود بهنود در bbc را نخواندم نفهمیدم که چه بوده.

"تصویر رییس جمهوری که چشم در چشم دانسجویان معترض، به فریاد خشمگینانه آنان گوش می دهد که تندترین تعابیر را به کار میبرند، نه در تاریخ سیاسی ایران که در کشورهای پیرامونی که هنوز دموکراسی را تجربه نکرده اند، نیز نادر می نماید. "
یکی می گفت این را از ضعف رییس جمهور است که معطل یک سری دانشجوی فزرتی شده ، اونم با اون اراجیفی که دانشجوها میگفتند.
یکی می گفت برخورد با دانشجوها شده مثل گلاویز شدن با خانومهاست، اگر بزنی که چطور دستت روی یک زن بلند شد؟ و اگر بخوری  خاک بر سری! از یک زن کتک خوردی؟! ( این مثال علاوه بر اینکه یک سری مطالب در مورد فمینیستها عنوان میکنه  همونها رو درباره دانشجویان عزیز نیز اعلام میداره! که خوب باعث تاسف است اگر حقیقتا  درست باشه!!)
و اونقت یکی دیگه مثل آقای بهنود می گویند که "محمد خاتمی همان گونه بدرقه میشود که نام های محبوب تاریخ معاصر ایران صندلی قدرت را مخالفت و بدرفتاری بخشی از جامعهف صندلی های قدرت را ترک گفتند و تنها سالها بعد سهم انان ادا شد..." و این " ناشی از تندروی هایی است که احساسات را مجال بروز مدام می دهد و بین نقدهای روز و قضاوتهای تاریخ فاصله میاندازد"
 

17 آذر 83 :  بازگشت به خانه اول !
"از مکاشفه  دست برنخواهیم داشت
و پایان همه اکتشافات
این خواهد بود که به آغاز بازگردیم
و آن را برای نخستین بار بشناسیم "

We shall not cease from exploration
And the end of all our exploring
Will be to arrive where we started
And know the place for the first time

T.S.Eliot

12 آذر 83 :  آفتاب ابدی  تفکر بی لکه !
داستان مردی(جیم کری)  است که به تازگی با دوست دخترش با دعوا بهم زده و برای فراموش کردن خاطرات دردآورش به کلینیک مخصوصی که کل خاطرات مربوط به یک رخداد را پاک می کند مراجعه می کنید. تکنیسین با پاک کردن خاطرات تلخ شروع می کند ولی وقتی نوبت به پاک کردن قسمتی از خاطره می شود که در آن این دو نفر ارتباطی عمیق، حقیقی و خالص را تجربه می کنند برای اولین بار مرد آرام می گوید "لطفا بگذار این خاطره را نگه دارم" و بقیه فیلم که تلاش مرد در حفظ خاطرات است که با شکست مواجه می شود ولی سرنوشت ایندو را یکبار دیگر به هم میرساند و ...

سوال این است که آیا شما دوست دارید قسمتی از خاطرات گذشته خود را پاک کنید یا خیر؟ اگر میگویند گذشته انسان شخصیت انسان را می سازد با حذف خاطرات بد یا مخرب می توان کسی را به آدم بهتری تبدیل کرد؟ معمولا خاطرات تلخ انتهای یک رابطه خاطرات شیرین اول آن را به کل خراب می کند پس فراموش کردن آن بهتر نیست ؟

 

 

 


11 آذر 83 :محبوبیت اسامی پسران و دختران آمریکایی

http://www.ssa.gov/OACT/babynames/

این سایت اسامی محتلف بچه های آمریکایی را بر اساس رتبه محبوبیت در سالهای مختلف لیست می کند.  چیزی که جالب توجه بود بالا رفتن محبوبیت نام علی از رتبه 417 در سال 1990 به رتبه 346 در سال 2003 و اسم محمد با نوشتار Muhammad از رتبه 711 در سال 1990 به رتبه 652 رسید. ( البته با 4 نوع دیکته دیگر از محبوبیت رو به کاهشی را شاهد بوده است - بین 500 تا 600)

در ضمن محض اطلاع نام hope از رده 275 به رده 145 ارتقاء پیدا کرده !
Thank you, Thank you very much !


10 آذر 83 :مصاحبه و مقاله نیویورک تایمز با مطرح کردن چند سوال حیاتی در مورد ایران

www.nytimes.com/packages/html/opinion/20040519_IRAN_FEATURE/

سایت به فلش میباشد و تا cache شود با سکته بسیار همراه است  ولی در هر حال به نظر من ارزش دیدن دارد.

8 آذر 83 : خلیج عربی؟ منظورت خلیج فارس بود !؟

ایراد نداره! برو یک کتاب تاریخی چیزی بخون تا روشن شی!
در یک اقدام متحد و بسیار بانمک وبلاگ نویسها به سایتهایی با محتوایی شبیه به آنچه بالا ذکر شد link میدهند  تا به رتبه این سایتها کمک کنند و هرکسی در موتورهای جستجو  به دنبال خلیح عربی گشت، یکی از این سایتها را  پیدا کند و ... به قولی روشن شود!
شما هم اگر وب لاگی دارید میتونید در جایی به یکی از این سایتها اشاره کنید:

http://babaklayeghi.blogspot.com/2004/11/arabian-gulf.html
http://www.persiangulfonline.org/
http://arabian-gulf.info/
http://pg.m2ix.com/
 

ولی آنچه در مورد جزایر ایرانی و ذکر "اشغال شده" در داخل پرانتز در مجله نشنال جغرافی شده به مراتب بدتر از عوض کردن نام خلیج فارس به خلیج عربی است ... حواستون باشه !


29 آبان 83 :
شاهدخت سرزمین ابدیت

"مگر می شود آدم فقط یک بار عاشق بشود، عشق ابدی فقط حرف است، پیش می آید که آدم خیلی خاطر کسی را بخواهد، اما همیشه وقتی آدم فکر می کند که دلش سخت پیش یکی گرفتار است، یک دفعه، یک جایی، می بیند که دلش، ته دلش، برای یکی دیگر هم می لرزد. اگر باوفا باشد، دلش را خفه می کند و تا آخر عمر حسرت آن دل لرزه برایش می ماند. اگر بی وفا باشد، می لغزد و همه ی عمرش عذاب گناه بر دلش می ماند. هیچ کس حکمتش را نمی داند.... حالا با خود آدم است که حسرت را بخواهد یا عذاب گناه را. یکی را باید انتخاب کند؛ فرار ندارد".

داستان شاهدخت سرزمین ابدیت
اثر
دکتر آرش حجازی
انتشارات کاروان، 1382
 

هنوز کتابشون رو نخوندم و در مورد یک این یک پاراگراف هنوز نظری ندارم ولی به نظرم می آد که با یکجاش مخالفم، نمی دونم با کجاش فقط وقتی که خوندمش می دونم که حالم گرفته شد...

20 آبان 83 : عادل فردوسی پور
اگر عضو اورکات هستید حتما این شوخی بانمک آقای عادل فردوسی پور با من رو اینجا ببینید .

18 آبان 83 : رشته های گذشته !
"چگونه رشته های گذشته ی زندگی را جمع کنیم؟
چگونه ادامه دهیم؟
چه وقت قلبمان باور خواهد کرد که دیگر بازگشتی نیست؟
گذشت زمان خیلی چیزها را ترمیم نمی کند،
چراکه اثری عمیق گذاشته اند،
و آرام و قرار تو را برای همیشه  گرفته اند ..."

به نقل از فرودو بگینز(Frodo Baggins
) در انتهای سه گانه  ارباب حلقه ها

17 آبان 83 : بنیادگرایی آمریکایی !
روزنامه نیویورک تایمز از طرفداران حزب دموکرات در سرمقاله روز پنج شنبه به بحث در مورد نقش "محافظه کاران مذهبی" در پیروزی بوش در انتخابات پرداخت با تیتر"روزی که روشنگری خاموش شد" پرداخت.

آنچه در این سرمقاله بسیار جالب بود مقایسه ارزشهای آمریکای بوش با بنیادگرایی اسلام بود:

"کجا می توان چنین شور بنیادگرایی را پیدا کرد؟ خشم به سکولاریسم، ناشکیبایی دینی، ترس و نفرت از مدرنیزم ؟ نه در فرانسه ، آلمان و یا ایتالیا و اسپانیا. بکه در دینای اسلام است کهاینها را می توان یافت، در القائده، طرفداران سنی صدام حسین. آمریکایی ها تعجب می کنند که چرا بقیه دنیا ما را اینقدر خطرناک و  متعصب  می دانند. آنها از جهاد می ترسند، مهم نیست که بیانگر شور و تعصب چه کسی باشد.

گفته شده است که دشمنان بعد از مدتی شبیه هم می شوند. شکنجه گران را شکنجه می کنند، خدایشان را از خدای آنان بهتر می دانند و ... "

یادم می آد که چهار سال پیش هم وقتی که دمکراتها به بوش باختند یک سری مقالات خیلی خوب در نیویورک تایمز و واشنگتن پست خواندم که جالب بود.  الان هم مقالات مایکل مور و مهاجرت دسته جمعی دمکراتها به کانادا در اعتراض به انتخابات بوش بحثهای بسیار بانمک و عمیقی رو برانگیخته که من یکی رو شدیدا دموکرات کرده !


 

11 آبان 83 : جمع آوری کمک مالی برای احداث خانه ای برای اقای رفسنجانی !!!

"
کانون مطالعات دانشجويی ققنوس از دانشگاه زنجان در پی آخرين صحبتهای آقای هاشمی رفسنجانی در مورد داراييهای خود اقدام به برگزاری طرح " با تو حکايتی دگر ... ارمغانی تلخ برای تاريخ " نمود . در اين مراسم که با استقبال دانشجويان مواجه شد دانشجويان مبالغی را برای کمک به احداث خانه ای برای هاشمی رفسنجانی در صندوقی که بدين منظور تعبيه شده بود يختند . ..
اين هدايا! بعد از پايان طرح برای هاشمی رفسنجانی ارسال خواهد شد .
"


http://web.peykeiran.com

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 


10 آبان 83 : فقط یکبار
یکبار می کشی و برای همیشه میشی قاتل
یکبار خیانت می کنی و برای همیشه خیانتکاری
لحظه ای تو رو را برای همیشه می سازد
چنین لحظه ای از زندگیت را پیش رویت بیار ...
از آن نترس ولی به آن احترام بگذار !


4 آبان 83 :
رزم آور نور
"هر رزم آور نور، پیش از این
از ورود به نبرد ترسیده.
خیانت و دروغ دیده.
ایمانش را به آینده از دست داده.
به راهی گام گذاشته که راه او نبوده.
به خاطر مسایل بی اهمیت رنج کشیده.
شک کرده که رزم آور نور نیست.
در اجرای تعهدات روح خویش شکست خورده.
گغته آری، حال آنکه مقصود وی نه بوده.
رنجانده کسی را که دوستش داشته.
برای همین رزم آور نور است؛ همه ی این ها را تاب آورده،
اما امیدش را به بهروزی از دست نداده است."

از "کتاب راهنمای رزم آور نور" نوشته پائولو کوئلیو
مترجم آرش حجازی
انتشارات کاروان

رنج درهم پیچیده ماندن
The twisted agony of holding on and the wonderful, wonderful feeling of letting go
رنج در هم پیجیده ماندن و احساس خوب رها کردن ...

پایان سریال Friends
البته سریال خیلی وقته تموم  شده ( 6th of May ) ولی برای من اول آبان تموم شد وقتی که فقط 2 قسمت آخرش مونده بود ببینم!  دقیقا وقتی اولین قسمتش رو سال 1994 دیدم یادمه ! خیلی نمیخوام در موردشون بنویسم فقط اینکه به قولی احساس می کردم که فامیلهای خودمند، بدتر از اون بعضی وقتها فکر می کردم که خود منند، این داستان زندگی منه که فیلمش کردند، و دارند باهاش بازی می کنند و لفتش می دند تا پول بیشتر ی در بیارند! نمی دونم از دست اشتباهاتی که شخصیتها مرتکب می شدند عصبانی می شدم یا از دست کارگردان که آنقدر ما رو بازی می ده !
خیلی عمیق نبود ولی برای من عمق داشت
خیلی قشنگ این دروغ رو تکرار می کرد که نگران نباش همیشه فرصت هست
یک soap opera ی خنده دار ، تمرین شده ی پرهزینه !

let's get  the Joey Show


Let's hope I'll  get to see their reunion next year
(قرار شده به هرکدومشون دو ملیون دلار بدند تا در reunion شرکت کنند !)

 

3 آبان 83 : بیشتر...راحتتر
زن وقتی بچه را در بغل گرفته بود رو به شوهرش کرد و گفت: "می دانی! به جرات میتوان بگویم که من این بچه را از تو  بیشتر دوست دارم! آه !.... نه ! بیشتر نه! در واقع دوست داشتن این بچه راحتتر است! من نمی خواهم او را تغییر دهم، از او چیزی نمی خواهم، از او انتظاری ندارم، عشق من به او بی مزد است، بی انتظار است، نامحدود است چون می دانم که کاری از او بر نمی اید،
نیاز به پاییدن مقدار بروز عشق نیست ، می توان همه عشق را بی ملاحظه به پایش ریخت
آنطور که از عشق شنیدیم ، آنطور که وعده اش داده اند؛
مقل یک مادر، نه مثل یک زن ...


2 آبان 83 :
برو...برو ...
آهنگ برو... برو ارش، خواننده ایرانی مقیم سوئد در فهرست هفت آهنگ اول آن کشور قرار گرفت. این آهنگ که در کالیفرنیا فیلمبرداری شده ریتم هندی دارد و در عین دلقک بازی ها بانمک است. برای دیدن این آهنگ می توانید
اینجا را کلیک کنید. اندازه فایل 25
meg میباشد و فرمت آن mov و در quickTime قابل دیدن می باشد .

امیدوارم کارش بگیره !

سایتش  هست www.arash.se ! که البته مثل خیلی سایتها علامت  Under Construction خورده دم درش !!









23 مهر 83 : جشن بعد از فوتبال  ایران و قطر  و عملکرد پلیس

پس از پیروزی ایران بر قطر و شروع جشن و پایکوبی اول یکی از این بنزهای نیروی انتظامی به سرعت برق و باد پشت سر من پیدا شد و فقط شغل من رو مدارکم رو دید و رهایم کرد.

 ولی اتفاق جالبتر وقتی افتاد که از مدرس قصد ورود به  ولی عصر برای منزل کردم . پلیس ورودی به ولی عصر ( پارک وی ) را با دو ماشین بسته بود و اجازه ورود به هیچ کس نمی داد. مردم هم لج کردند و هیچ کس از روی پل پارک وی نرفت و همونجا همشون شروع به جشن و پایکوبی کردند و هچ کس از جاش تکون هم نخورد که فکر میکنم ترافیک عجیبی در طول مدرس ایجاد کرد. 

برای دیدن بعضی از این عکسها
اینجا را کلیک کنید.

18 مهر 83 : تکه ادبی و تکرار تنهایی
و
قتی متوجه می شوی که خواننده ای نداری، وقتی می فهمی همه نویسنده شده اند و دیگر نمیخوانند می توانی با خیالی راحت و "بی محدودیت" فقط برای  تو گفت
"یک تکه ادبی "چیزی" را به به خواننده خود منتقل می کند" حال آنکه اگر خواننده ای وجود نداشته باشد نباید نگران این بود که آیا نوشته اصلا ارزش ادبی دارد یا خیر ... پس چون این نگرانی برطرف شد می توان با خیال راحت در چاه فریاد زد حتی اگر هزاران نفر صدایت را بشنوند ...

مدتی روی کاغذ سفید ننوشتم ...پس حال باز  می نویسیم ،
 تا هنگامی که دیگر بار از دستش بدهم
تا وقتی که فکر کردم باز بدستش آوردم نمی نویسیم!


بی تو بود و تنها ماندن
کاش می شد خنده های مادر را میان زجه های کودک دید
پی سوار دوید و هیچ وقت نرسید
کاش می شد میان جمع بود و تنها ماند
در جمع دوستان ماند و  تنها مرد
کاش می شد
پرده درید و پنهان شد
کاش می شد بی تو باقی ماند ...

لیوانی تا نجوا
پشیمانی، کار هر روزه !
پاک کردن آوازها و صدباره جریمه نوشتن  قانونها،
کار هر روزه !

زیربار ساده ترین وزنها خم شدن است،
لیوانی که تا ریزش نجوایی  دارد...

این نوشته از یکسال پیش با الهام از شعر مرحوم فریدون مشیری نوشته شد، شاید بیش از 10 بار بازنویسی شده و شاید 10 بار دیگر نیز بازنویسی شود ولی همچنان رضایت نویسنده اش را جلب نکند در هر حال این نوشته اگر ارزش ادبی نداشته باشد، حداقل این مطلب رو به نویسنده  یاد داد که حتی اگر شاخ و برگ احساساتمون در طول یکسال چندین بار کم و زیاد بشه، ساختار آن ثابت خواهد ماند بنابراین و باید یاد گیریم به آن اعتماد کنیم و برایش حساب باز کنیم.

 

28 شهریور 83 : بلور علم و معرفتم  را به زمین زدند و شکستند

24 شهریور 83 : مکه آمریکایی!
ازلابلای سنگهای اسپانیایی، لوسترهای بوهم و چوبهای ایتالیایی، سیستم تهویه آلمانی، مدیریت آمریکایی، هتل پنج ستاره، فروشگاههای و Fast Food های آمریکایی دنبال دوای روحت می گردی

همه نرفته اظهار دلتنگی میکردند، شاید واقعا چیزی پیدا کرده بودند و با رفتن از اینجا بلافاصله ازدستش میدادند و باز رجعت می کردند به اصل خویش، شاید هم اظهاراتشان مثل گریه های ریاآمیز روضه هایشان است.

کاش مکه نیز مثل مشهد دست یکسری آدمهای نه چندان دانا بود تا شاید پیدا کردن خدا راحتتر میشد !!

نهایت اینکه  "اگر با خدا نیامده بودی، در خانه اش هم نمی یافتی اش ..."


15 شهریور 83 : Orkut, Orkut , Make me a match, catch me a catch
دو چیز جالب در مورد اورکات :
ترتیب نمایش لیست
friends به ترتیب زمانی است که دوستانتان به سایت login کرده اند.
در
Profile قسمت Personal رو که بزنید، سمت راست 2 تا لیتست به نام crush-list و hot-list است که لیست افرادی که ازشون خوشتون می آد رو انتخاب می کنید ، هیچ کس از این لیست خبردار نمی شه مگر اینکه درطرف مقابل هم شما رو به لیست crush-list
اش اضافه کرده باشه که در اون صورت یک نامه برای جفتتون می ره که آره شما دونفر از هم دیگه خوشتون میاد ... دگیه بقیش با خودتونه که چیکار کنید.


موزیکال The Wall
خبرگزاری رویتر به نقل از
Roger Waters اعلام کرده که با همکاری  Miramax کنسرت/فیلم The Wall را بصورت موزیکال در Broadway به صحنه خواهد آورد. راجر واترز اعلام کرده که همیشه دلش می خواسته که نسخه تئاتر فیلم را بنویسد چرا که همیشه احساس می کرده فیلم آن بسیار دپرس کننده بوده ! )
 

 

10 شهریور: میخواهی نترسی!

 
همیشه وقتی فکر می کردم  یکی دیگه ممکنه نوشته هایم رو بخونه عصبانی می شدم و حالا خودم دارم با دست خودم فکرهایم رو عمومی می کنم ! ایا باید عاجز و مستاصل باشم؟

خود سانسوری موضوع تازه ای برای هیچ کدام از ما نیست ، حتی وقتی برای خود توی دفترچه خاطرات مینویسیم ... ترس اینکه روزی کس دیگری آنرا بخواند ما را از کاملا صادقانه نوشتن دور می کند...
یکی می گفت احساس گناه، خجالت، آبروداری و وفاداری واژه هایی هستند که یاد گرفته ایم و به هیچ وجه منشاء فطری ندارد، چیزی است که جامعه به ما در طول سالها آموزش داده ... چرا که جامعه احساس می کند غیر از این نمی تواند اعضایش را کنترل کند و به نظر می رسد بزرگترین و مهمترین سلاح جوامع سلاح ترس بوده است ، سلاحی عورض جانبیش ناخشنودی و افسردگی اعضایش بوده است.

ترس تو از چیست؟
نمی دانی ؟ حداقل اگر نمی دانی از چه می ترسی، بفهم چه می خواهی!
آه بله! می خواهی نترسی!

میخواهی نترسی

دنیای شما

مطمئنم که واقعیت ساده تر از تمام کلنجار من است
یک حقیقت دنیایتان را نمی فهمم
در این دنیا چیزی ایراد دارد

دنیای شما را هیچ دوست ندارم ...

نجوای علی در چاه ایراد دارد

آغاز

7 شهریور 83: "وسوسه کاغذ سفید"

نوشتن عادت ما شده
پس ما نیز در بی کسیمان می نویسیم برای این "فضای دیجیتال تهی بی انتها" (The endless digital void)

چه ابهتی دارد سفیدی کاغذ ، چقدر وسوسه انگیز است
اما چه محدود میکند وقتی می خواهی افکار محاسبه شده بر آن بیاری
چه گسترده است وقتی گنگ است...

مطمئنم که در عرض چندین سالی که از بوجود آمدن این "واسطه" یا رسانه جدید می گذرد برای رساله وبلاگ مسیر و ایدئولوژی های خوب و مطرحی معرفی شده و با اینکه قطعا باید این نظریات مورد بررسی و مطالعه قرار گیرد علت و مهمتر  علت و روش استفاده خود ما فقط توسط خودمان بنیان گذاری و رشد داده میشود.

پس در آغاز  2 چیز باید مشخص گردد : محتوا و فرم( سلام به افلاطون!)  قبل از پرداختن به این دو شاید با پرداختن به  نام و ساختار گرافیکی سایت تاعاز اولیه این دو باشد :
نادر ابراهیمی یکبار برایم در اول یکی از کتابهایش نوشت "تقدیم به امید که بدون او زندگی ممکن نیست"
ساختار خاکستری سایت در واقع یک نوع "تقویت از طریق  تضاد"
با اسم سایت و در سطحی بالاتر نمایش تلاش بهمه ما برای چنگ انداختن و حفظ کردن این امید که حالا دیگر خاکستر شده یا در واقع "امید خاسکتری" است؛
جستجو به دنبال امید، حفظ امید و به حقیقت پیوستن امید ... از میان خاکستر باز متولد گردد و هزار سال بینمان بماند

پس پایان می دهم این آغاز را و به تو "فضای دیجیتالی بی انتها" شب بخیر می گویم
 

 

 

یادداشتها
 چیست؟ Bluejack

وب لاگهای باحال
احسونها



 
شرکت نیمروز پارسیان
  

خانه | آرشیو | فتوگالری | اطلاعات تماس