۶ آبان ۱۳۸۴
قانون این است که کارگری یا کارمندی که اخراج شد یا رفت را به کار باز نگردد.
کارخانه داری و شرکت داری قوانین خودش را دارد. قوانینی که بعضا با قوانین زندگی فرق دارد – و بهتر است – و بعضا همانند قوانین زندگی است – و خیلی مناسب نیست! البته قرار نیست روش مدیریت یک کارخانه عادت زندگی عادی مدیرانش شود، همانطور که که قبلش یادگرفتیم همه قوانین زندگی را نمی توان در کارخانه اجرا کرد.
توی کار باید بی رحم بود و نباید تسلیم احساسات شد. .ولی خواه ناخواه روابط انسانی برقرار میشود. یواش یواش در جریان شرایط تک تک کارگرها قرار میگیری، مشکلاتشون رو می فهمی و شرایطشون رو درک می کنی فلذا مراعاتشان را می کنی. این مراعات به تولید و روندش لطمه می زند. توی کار فقط باید تولید فکر کرد؟ البته که جواب منفی است ولی نتیجه ای که روی کاغذ ثبت می شود فقط ارقام تولید است و آمارش.
یک کارگری اخراج شده بود و حالا از روی دلسوزی یا هرچی برگردوندیمش سر کار. یک هفته ای هست که برگشته، ساکت است و فقط کارش را میکند. مثل گذشته شلوغ نمیکند و غر نمی زند و به قول یکی جو را متشنج نمیکند. نشستم منتظرم ببینم چی میشه.
در واقع همه اینها را گفتم که سوال کنم آیا باید آدمهای اخراجی زندگیمان را به زندگی بازگردانیم؟ اگر یک دوست در دوستیش بی لیاقتی نشان داد و ترک دوستی کرد آیا اگر بازگشت باید به او فرصت دوباره دهیم؟ اگر دوستی را از زندگیمان اخراج کردیم و بعد پشیمان شدیم آیا باید از او بخواهیم برگردد؟ آیا باید برگردد؟ اگر برگردد چقدر به درد دو طرف میخورد؟
فرستاده شده با موضوع اجتماعی | بدون نظر
۱۷ مهر ۱۳۸۴
مصاحبه تنها راه دیپلماسی بود با دکتر ابراهیم یزدی در مورد خاطرات دوران تصدی وزارت امور خارجه و نکاتی که از تنها ملاقات مقامات رسمی ایران بعد از انقلاب با صدام حسین شد و همچنین این ادعا که با مذاکره و دیپلماسی می توانست جلوی جنگ را گرفت چند روز بعد در جواب و در تکمیلش آقای محمد حسین لواسانی شواهد و عللی را در مقاله ای جداگانه منتشر کردند که نشان می داد صدام حتی قبل از مذاکرات کوبا در اجلاس غیر متعهدها قصد حمله به ایران را داشته است و خیلی بعید بود تا بتوان از راه مذاکره جلوی آن را گرفت.
در این مصاحبه دکتر یزدی به اشتباه گفت که آقای لواسانی بزرگ شده مدینه بوده اند در حالی که ایشان متولد نجف هستند و زبان عربی را به این علت مسلط اند که سالها در یک شرکت نفتی در عربستان کار میکردند.
برچسب ها: صدام حسین، جنگ ایران و عراق، دکتر ابراهیم یزدی، سید محمد حسین لواسانی
فرستاده شده با موضوع سیاسی | بدون نظر
۱۷ مهر ۱۳۸۴
در مطلبی است که در مورد مدرسه علوی و نیکان و دیگر مدارس اسلامی توسط روزنامه شرق به چاپ رسید دو مطلبش خیلی برام خاطره انگیز بود :
یکی مسابقات قرآن علوی و جوایزی که می دادند و تلاشی که ما می کردیم برای حفظ قرآن و تاثیرات دراز مدت این مسابقات روی ما
و یکی هم نحوه پذیرش و مصاحبه در مدرسه علوی: اولا که جعبه شیطان ما اون موقعها تلوزیون نبود بلکه ویدئو بود! دوما من با تمام تنبلی و شیطونی که توی علوی شماره دو داشتم و همه معلمها از دستم عاصی بودند درس نخونیم فقط به خاطر تستهای هوشی بود که بالا می زدم و نه بقیه اش !
علوی یک زیر ساختاری از افکار و عقاید درست که در طول سالهایی که کانادا بودم و بعدش و تا بکنون همراهم بود و ماند.
برچسب ها: علوی
فرستاده شده با موضوع اجتماعی | بدون نظر