لينكستان


آرشيو

گروهها

گالري تصاوير

Link Dump

Weblogs

ادبيات

تبليغات

وبلاگ هاي گروهي

وبلاگها


äæÔÊå ÔÏå ÏÑ شنبه 17 ارديبهشت 1384 - 04:16

ترس

وقتی از هتل شانگریلای کولالامپور به تنهای راهی فرودگاه برای آمریکا شدم، یک ترس و دلهره تازه ای من رو گرفت. آغاز یک تجربه جنین منحصر به فرد نمی بایست ترسناک باشد. این دلهره دیگر به سراغ من نیامد تا شبی که وارد نیویورک شدم. اولین شب وقتی توی منهتن علی رغم تمام خستگی تصمیم گرفتم دوری بزنم چنان ناشناخته بود و چنان فضاي نیویورک من را گرفت كه ترسيدم و تصمیم گرفتم برگردم بخوابم تا صبح. اين تجربه و احساس ترس با کمی نگرانی شاید نشان میدهد که دارم پیر می شوم

äÙÑÇÊ


سه شنبه 16 خرداد 1385 - 04:21

# در پاسخ به: ترس

الهامی
به غیر دل که عزیز و نگاه داشتنیست جهان و هر چه در ان هست وا گذاشتنیت
پیری و خمودگی ترسی ناخوشایند هستند غیر قابل هنکار و سریع .نگذهر غبار پیری بر دلت نشیند
ÇÑÓÇá äÙÑ  

ÚäæÇä:
äÇã:
æÈ ÓÇíÊ:
äÙÑÇÊ: