نيروي انتظامي يك دادي سرش زد بعد يكهو زد توي گوشش، و بعد دو سه نفري ريختند سرش كه بزنندش! آنچنان شوكه شدم كه نتوانستم عكس بگيرم فقط هاج و واج ايستادم نگاهشان كردم. خودم به خانومه گفتم كه نرو بيچاره عابر بود از هيچ كجا خبر نداشت، حرفم را باور نكرد. مادرش سعي كرد توضيح دهد كه سوء تفاهم بوجود آمده ما ماشينمان آنورتر پارك است و مي خواهيم سوار شويم كه مادرش را نيز زدند. دختر فحش مي داد به يكي يكي كانديدها.