مازیار تیوای دانشجوی دکترای ایران شناسی دانشگاه گوتینگن آلمان یک روز خیلی معمولی به خاطر ماجرایی که هیچ ربطی به او نداشت در آلمان محکوم به زندان شد.
بیش از دو سال پیش دختری حدود چهار صبح وقتی از کلوپ شبانه برمیگشته مورد تجاوز قرار میگیره. پلیس بی آنکه صحنه جرم را انگشت نگاری کند و یا به دنبال شواهدی از DNA متجاوز بر دختر بگردد فقط توصیفی از صورت متجاوز می گیرد و به او میگوید به اگر مورد مشکوکی دید به پلیس گزارش کند. در عرض چهار ماه هشت نفر توسط دختر متهم می شوند که هرکدام از آنها خود را به گونه ای خلاص می کنند. مازیار که همکلاسی و هم خوابگاهی همین دختر بوده نیز متهم می کند ولی شاید از بین این هشت نفر تنها کسی بوده که با آرامی و به قول خواهرش با جنتلمنی فراروان به دنبال رفع سوء تفاهم بود. پلیس نیز برای بسته شدن پرونده از تناقضهای آشکار اتهام دختر علی الظاهر چشم پوشی می کند. دادگاه اول نیز با مسخرگی تمام تشکیل می گردد و او را محکوم میکنند.
وکیل نه چندان خوب مازیار برای دادگاه تجدید نظر عوض می شود و وکیل دیگری استخدام می گردد. بعد از ماهها کار و تحقیق پرونده مفصل و دقیقی برای دفاع از او تنظیم می گردد ولی دادگاه تجدید نظری که قرار بود سه چهار روز باشد بدون پذیرش هیچ کدام از شهود مازیار خاتمه و رای دادگاه قبلی تایید می شود. دادستان دشمنی عجیبی نشان می دهد.
کنسولی ایران در هامبورگ، سفارت ایران در برلین و وزارت امور خارجه تلاشهایی کردند و حتی سفیر رو فرا خوندند، با وزیر دادگستری ملاقت کردند ولی شاید با شنیدن عبارت "قوه ی قضایه ما مستقل است" قلاف کردند. انگار ما می خواهیم یک مجرم را بی جهت آزاد کنند! همه خواسته ی ما این بود که به شهود، احکام و ادعاهای ما گوش داده شود و توجه شود. شاید هم یادشان رفته که سر هلموت هوفر و صدها مورد دیگر چقدر امتیاز دادند
به قول روزنامه شرق در نوشته "دانشجوی ایرانی، قربانی عدالی آلمانی" "ماجرای هلموت هوفر بازرگان آلمانی که برای جرمش محکوم شده بود را یادتان هست؟" اگر مازیار یک شهروند آمریکایی بود قضیه چقدر فرق میکرد؟ از طرف آلمان چقدر فرق می کرد؟ عملکرد سفارت آمریکا در آلمان چقدر فرق می کرد؟ اگر مازیار یک شهروند آلمانی در ایران بود قضیه چقدر فرق می کرد؟
دوست عزیز من در زندان روی تز دکترایش کار می کند، کتاب می خواند و صبر می کند و هیچ وقت نمی توان تصور کرد که بر مازیار چه می گذرد.
پس از تلاش بسیار هفته ی پیش حکم مازیار توسط دادگاه عالی آلمان مردود شناخته می شود ولی دادگاه محلی دیگری باید تشکیل شود و دوباره حکمش صادر گردد. مازیار هنوز راه زیادی دارد و هنوز از شر عدالت غرب رها نشده است ... خدا می داند این دادستان چه خواهد کرد.
فردا به قصد سفری کاری به آلمان می روم، امیدوارم بتوانم مازیار را آزاد ببینم. هرکس که مازیار را میشناخت می داند که من چقدر دلم می خواهد ببینمش!
برای آشنایی با همه مدارک، ماجرا و نامه های مختلف به سایت در حال تکمیل مازیار در www.maziar.tivay.com مراجعه کنید. مازیاری که در بدو ورودش شاید شیفته قانون و نظم آلمان شده بود حالا بیش از هرچیز دلش می خواهد جوانان ایرانی با شنیدن ماجرایش آگاه باشند و بدانند که آنجا نیز خبر نیست.
اگر مازیار را می شناختید لطفا با گذاشتن کامنت اعلام کنید که اینجا بوده اید مخصوصا اگر دوستش بودید و دوستش داشتید. لطفا به دوستانش بگویید. آنهایی که نگرانش شده بودند و نمی دانستند چرا مازیار جوابشان را نمیدهد لطفا اگر کاری از دستتان بر می آید به من بگویید
ایمیل من هست: Omid at Lavasani dot com
یادداشت شخصی: یادم نمی رود روزی که این خبر بد را شنیدم. چقدر تنها بودم.