لينكستان


آرشيو

گروهها

گالري تصاوير

Link Dump

Weblogs

ادبيات

تبليغات

وبلاگ هاي گروهي

وبلاگها


äæÔÊå ÔÏå ÏÑ جمعه 6 آبان 1384 - 05:20

آدمهای اخراجی

قانون این است که کارگری یا کارمندی که اخراج شد یا رفت را به کار باز نگردد.

 

کارخانه داری و شرکت داری قوانین خودش را دارد. قوانینی که بعضا با قوانین زندگی فرق دارد – و بهتر است – و بعضا همانند قوانین زندگی است – و خیلی مناسب نیست! البته قرار نیست روش مدیریت یک کارخانه عادت زندگی عادی مدیرانش شود، همانطور که که قبلش یادگرفتیم همه قوانین زندگی را نمی توان در کارخانه اجرا کرد.

 

توی کار باید بی رحم بود و نباید تسلیم احساسات شد. .ولی خواه ناخواه روابط انسانی برقرار میشود. یواش یواش در جریان شرایط تک تک کارگرها قرار میگیری، مشکلاتشون رو می فهمی و شرایطشون رو درک می کنی فلذا مراعاتشان را می کنی. این مراعات به تولید و روندش لطمه می زند. توی کار فقط باید تولید فکر کرد؟ البته که جواب منفی است ولی نتیجه ای که روی کاغذ ثبت می شود فقط ارقام تولید است و آمارش.

 

یک کارگری اخراج شده بود و حالا از روی دلسوزی یا هرچی برگردوندیمش سر کار. یک هفته ای هست که برگشته، ساکت است و فقط کارش را میکند. مثل گذشته شلوغ نمیکند و غر نمی زند و به قول یکی جو را متشنج نمیکند. نشستم منتظرم ببینم چی میشه.

 

در واقع همه اینها را گفتم که سوال کنم  آیا باید آدمهای اخراجی زندگیمان را به زندگی بازگردانیم؟ اگر یک دوست در دوستیش بی لیاقتی نشان داد و ترک دوستی کرد آیا اگر بازگشت باید به او فرصت دوباره دهیم؟ اگر دوستی را از زندگیمان اخراج کردیم و بعد پشیمان شدیم آیا باید از او بخواهیم برگردد؟ آیا باید برگردد؟ اگر برگردد چقدر به درد دو طرف میخورد؟

 

äÙÑÇÊ


دوشنبه 17 بهمن 1384 - 07:59

# در پاسخ به: آدمهای اخراجی

آقای محترم
اریک فروم عزیز مهربان توی یکی از کتاباش - که ایکاش اینجا بود که هم اسمشو میتونستم بگم، هم این مطلبو عینا ازش نقل میکردم - نقل از نتیجه ی تحقیقات یک بابای روانشناسی میکنه، راجع به تاثیر طول زمان استراحت، لابلای کار، روی کارگران یک کارخانه ای، به این حالت:

در آزمایش نخست طول زمان استراحت کارگرها افزایش یافت. خب طبیعتا بازدهی کار حضرات هم بالا رفت. و در آزمایش دور دوم طول زمان استراحت دوستان کاهش پیدا کرد. اما برخلاف انتظار، باز هم بازدهی بالا تر رفت!

اما در آزمایش سوم کارگرها هیچ استراحت نکردند، و بازهم بازدهیشون بالاتر رفت.
این بار دیگه این نتیجه برای دوست روانشناس ما دور از انتظار نبود! خب ناسلامتی روانشناس بود بابا! و حالا میتونست خوشحال باشه، که یک نتیجه ای بسیار با ارزشتر از اونکه انتظار داشت از مطالعاتش گرفته:

توجه روانشناس و مدیران کارخونه به کارگران باعث شده بود که بیشتر و بهتر از قبل کار بکنند!

از قدیم گفته ن: مکن در این چمن ام سرزنش به خودرویی، چنان که پرورشم می دهند، می رویم...

یا حق!
ÇÑÓÇá äÙÑ  

ÚäæÇä:
äÇã:
æÈ ÓÇíÊ:
äÙÑÇÊ: