پاریس هیلتون موجود سرگرم کننده است. اگر مادونا بازاریابی 1.0 بود پاریس هیلتون بازاریابی 2.0 است. ایشان بهترین مثال برای تعریف چیستی ارزش و چگونگی بوجود آمدن این ارزش در روزگار ماست. همه طراحان وب و بازاریابها باید به ایشون توجه ویژه ای نشون بدن. به خبر زیر که پس از دستگیری پاریس هیلتون به خاطر رانندگی و مصرف الکل اتفاق افتاد توجه کنید:
"من یکم مارگاریتا خوردم و خیلی گشنم شده بود. یکمم شاید سرعتم زیاد بود، پلیس من رو متوقف کرد. من خیلی گرسنه بود و می خواستم "این اند اوت برگر" بخورم" (یک فروشگاه زنجیره ای همبرگر)
دقت کردین چه اتفاق افتاد؟ اگر نه یکبار دیگه بخونینش و فکر کنید.
دیدین؟ (منظورم تبلیغ مجانیی بود که اینجا پاریس برای In-N-Out Burger کرد)
این مهمترین دلیل معروف شدن پاریس هیلتون است. چون ایشون "خدای لینک دادنه"!
وقتی برای اولین بار با ویدئو “س ک س” خود ساخته اش روی صحنه اومد از این توجه برای ساختن زندگی حرفه ای اش استفاده کرد. می گین چطوری؟ اینطوری:
یک شرکت "روابط عمومی" رو استخدام کرد تا مصاحبه ای با ایشون رو در بخش شایعات و خبرچینی روزنامه نیویورک پست بنویسند ولی پاریس هیلتون خیلی در مورد خودش توی این مصاحبه حرف نزد و به جاش اکثرا در مورد دیگران حرف میزد. طراح لباسهاش رو نام می برد، کلوپی که می رفت، کی لباسهای سگش رو می سازه، همه ی این تبلیغات رو بدون اینکه هیچ ضمانتی در مورد بازگشتش داشته باشه انجام می داد. همینجوری لینک پخش می کرد.
خیلی طول نکشید تا طراحان و صاحبان کلوپها فهمیدند که پاریس هیلتون یک بیلبورد دو پا است. پس تحویلش گرفتند. چون پاریس به اونها توجه کرده بود، پس اونها هم به پاریس توجه می کردند.
مهمترین کالای امروز "توجه" است. و راههای زیادی هم برای جلب این توجه وجود داره. از فیلم های س ک س گرفته تا بد حرف زدن در مورد مسلمونها (زمانی که این پست نوشته شده بحث "توهین" پاپ نسبت به مسلمانها خیلی داغ بود). نکته اینه که وقتی این توجه بهت معطوف شد آدم بدونه باهاش چیکار بکنه.
اونچیزی که پاریس رو از بقیه متمایز می کنه اینه که اون این توجه رو ور می داره و می دش به دیگران و در نتیجه توجه بیشتری رو برای خودش انبار می کند. و البته اینکار خیلی هم براش سود آور بوده (در آمد پاریس در حال حاضر سالی 4 تا 7 ملیون دلار است)
اونچه خیلی این وسط بانمکه اینه :
هربار که اون سعی می کنه خودش رو تبلغ کنه، با مخ می خوره زمین: کتاب، موسیقی، فیلم و ... برای پاریس هیلتون جواب نمی ده. چون اون یک سکو است، مثل Digg، یوتوب (یا همین بالاترین خودمون)
پاریس هیلتون انقدر در انبار کردن توجه برای دیگران استاد شده که دیگران حتی از نفس توجه نکردنشم به عنوان تبلیغ استفاده میکنند.
در دنیایی که هر نوع توجهی با ارزشه پاریس هیچ وقت بازنده نخواهد بود و به این زودیها هم محو نخواهد شد.
این پست ترجمه ی نوشته ای به همین نام در وبلاگ شارتروس است.
نتیجه گیریی که خودم برای بازاریابی مخصوصا در اینترنت از ترجمه بالا کردم این بود:
ما سکوی با ارزشی برای توجه می شویم وقتی که در مورد دیگرانی که ارزش توجه کردن دارند حرف بزنیم. جلب توجه دیگران کار بسیار پر هزینه ای است. و قبل از اینکه بشه از کار و تلاشمون ارزشی استخراج کنیم باید توجه مردم جلب بشه. خیلی از صاحب نظران فعلی وب کسانی هستند که در ابتدا قصد راه انداختن تجارتی نداشتند و آزادانه در مورد موضوعی که بهش عشق می ورزیدند حرف می زدند و به هر سایت و موضوعی که به نظر مفید می آمد لینک و پیوند می دادند. شما هم باید به اینترنت مثل یک شبکه اجتماعی فکر کنید، جایی که “بهترین ایده” و “بهترین ایده های بازاریابی شده” پخش می شه.